تبليغاتX
 یوسف ثانی

یوسف ثانی

زیارت جامعه و اهمیت آن
بدون تردي زيارت جامعه از صحيح ترين زيارتهائي است که مي توان در جميع بيوتات پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) يعني حرم هاي ائمه و امامزاده ها(ع) قرائت کرد.
زيرا اين زيارت شريف متضمن شناخت امام و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است.
مکرر نقل شده که حضرت بقيةالله ارواحنافداه را با زيارت جامعه زيارت کرده اند و آن حضرت مضامين آن را تضمين نموده اند.
در اين زيارت علاوه بر آنکه اظهار ادب به مقام مقدس ائمه اطهار(ع) شده اظهار عشق و اظهار محبت شديد در آنجا که مکرر ميگويد:جان و مال و پدر و مادر و هرچه دارم به فدايتان باد، گرديده است.
يکي از اعمال تجربه شده براي توفيق يافتن تشرف به محضر حضرت بقيةالله روحي فداه اعتکاف در مسجد جامع هر شهري است.
اين عمل که بشتر از سه روز طول نمي کشد به قدري مجرب است که مکرر کساني به اين وسيله توفيق تشرف به محضر آن حضرت را پيدا کرده اند.به خصوص اگر در ايام البيض ماه رجب و يا در دهد آخر ماه مبارک رمضان باشد.
+نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت13:25توسط احسان |
شکر نعمت
يکي از صفات انساني که بايد سالک الي الله در خود ايجاد کند صفت شکور بودن و قدرداني از اظهار محبت ديگران است، افرادي که محبت ديگران را ارج نمي گذارند و اهميت نمي دهند و خودخواهي شان آنها را به ارزش خدمات ديگران، بي اعتنا کرده، به حيوانات شبيه ترند. آنهايي که شکر مخلوق را نمي کنند شکر خالق را هم نکرده و در حقيقت چون اين روحيه را ندارند شکر خدا را هم نمي کنند.
بنابراين افرادي که مي خواهند، به قرب الي الله نائل گردند، بايد روحيه شکرگذاري و قدرداني از محبت ديگران را در خود ايجاد کنند، زيرا يکي از صفات الهي که در اولياء خدا به خاطر قرب آنها به خدا وجود دارد، شکور بودن است.
اولياء خدا حتي از کفاري که خدمتي به آنها کرده اند تشکر مي کنند و پاداش محبتهاي آنها را مي دهند.
+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم خرداد 1388ساعت12:18توسط احسان |
عشق و علاقه
يکي از وسائل توفيق يافتن به ملاقات امام زمان(عليه السلام) عشق و علاقه به آن حضرت است، شما اگر بتوانيد محبت و علاقه تان را نسبت به آن حضرت به قدري که لايق شأن و مقام او است زياد کنيد، قطعا موفق به زيارت آن حضرت مي گرديد. شايد بگوييد ما هر چه محبتمان را نسبت به حضرت ولي عصر ارواحنافداه زياد کنيم باز آن محبت و علاقه لايق مقام والاي آن حضرت نخواهد بود.
من در جواب مي گويم: صحيح است ولي اگر محبت خالص باشد يعني به غير خدا و آن حضرت، به چيز ديگري علاقه اي نباشد و تمام محبتهائي که به ديگران هست در يک جا جمع شود و متوجه خدا و امام زمان(عليه السلام) که مظهر خدا است گردد آنها آن محبت خالص را مي پذيرند که گفته اند:
اگر خواهي آري به کف دامن او         برو دامن از هرچه جز اوست برچين
ولي نبايد شخصي که عاشق است، به خصوص در اين مقام به خاطر عشقي که دارد، از دائره قوانين و احکام اسلام خارج شود، زيرا در اين صورت اگر هم موفق به زيارت ولقاء حضرت ولي عصر ارواحنافداه شود! تنها براي کنترل او و نهي از منکر و بالأخره با لطف زيادي که از آن حضرت توقع است خواهد بود.
+نوشته شده در شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت12:55توسط احسان |
مهربانترین مهربانها
دشمنان حضرت بقيةالله ارواحنافداه تا توانسته اند، کوشيده اند که مردم را از ارادت و محبت به آن حضرت بازدارند.
مثلا مطلبي را که بسيار تبليغ کرده اند و حتي گاهي ديده ميشود که بين دوستان هم مذاکره مي گردد، اين است که آن حضرت رحم ندارد و بي دريغ همه را مي کشد و آسيابها از خون علما به راه مي افتد!
يا مي گويند: برو دعا کن که امام زمان(عليه السلام) نيايد و الا اول گردن من و تو را مي زند!
به آنها بايد گفت: مگر آن حضرت جانشين بر حق  رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) که رحمةللعالمين است نيست؟
مکر آن حضرت به پيغمبري که به خطاب انک لعلي خلق عظيم مفتخر است، اقتدا نکرده است؟
مگر ميشود خدايي که رحمن و رحيم و رؤف و مهربان است و رحمتش بر غضبش پيشي گرفته، مظهري داشته باشد که او داراي رحم و عطوفت نباشد؟
اگر آن حضرت(نعوذبالله) اين چنين بود با يک اراده، با يک هجوم و يا لااقل با نيروهاي مخرب اتمي قيام مي فرمودند و همه کفار و ظالمين و فساق را يک دفعه از بين مي بردند، نه آنکه تنها اسلحه اي که در دست دارد شمشير باشد، آن هم زياد از آن استفاده نکند.
به هر حال فکر نمي کنم که شيعه اي وجود داشته باشد و مهرباني و عطوفت حضرت بقيةالله روحي فداه عقيده او نباشد.
حال که چنين است بايد معتقد شد، که يکي از راههاي تقرب روحي با آن حضرت مهرباني و گذشت و اظهار محبت نسبت به مردم است، کسي  که مي خواهد تزکيه نفس کند، بايد از بدخواهي و بغض نسبت به مردم دوري نمايد و کينه دل و انتقام جو و بي گذشت نباشد.
زيرا رسول اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمودند: ارحم ترحم تو به مردم مهربان باش تا مورد رحم و مهرباني خدا قرار گيري چنانکه حضرت ولي عصر(عليه السلام) حتي به مسيحي ها و آنهايي که حضرتش را نمي شناختند به قدري اظهار لطف فرموده اند که انسان در شگفت قرار مي گيرد.
+نوشته شده در شنبه نهم خرداد 1388ساعت12:22توسط احسان |
خلوص و انقطاع
زیاد از من می پرسند که: ما چه کنیم تا موفق به زیارت و ملاقات حضرت ولی عصر ارواحنافداه شویم؟

من در جواب بسیار گفته ام که: ملاقات با آن حضرت به وسیله ایجاد سنخیت روحی میسر است.

زیرا اگر سنخیت روحی بوجود نیاید، توفیق ملاقات کمتر حاصل میشود. البته گاهی هم ممکن است در اثر یک گرفتاری برای یک فرد انقطاع کاملی بوجود بیاید و موقتا سنخیتی کسب گردد و در همان حال تشرفی برای او حاصل شود که اکثر تشرفات در اوقات گرفتاری ها از همین قبیل است.

خدای تعالی در قرآن می فرماید:«فاذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین فلما نجاهم الی البر اذا هم یشرکون»

یعنی وقتی سوار کشتی میشوند و از همه جا و همه وسائل قطع میگردند خدا را با خلوص می خوانند، ولی وقتی به بیابان باز می گردند آنها مشرکند.

اما انسان عاقل کسی است که در همه حال متوجه خدا باشد و با خلوص کاملی عبادت کند و همیشه مثل شخصی غریق که احساس می کند، همه وسائل مادی بی ارزش است و تنها خدا است که ممکن است او را نجات دهد، باشد. در دعاها می گوییم:«اللهم اقطعنی عمن سواک حتی لا ارجو و لا اخاف الا ایاک»

خدایا! مرا آنچنان از غیر خودت قطع کن، که نه امید و نه ترسی از غیر تو داشته باشم

+نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت12:0توسط احسان |
سخنی از پیامبر اکرم(ص)
پیامبر اکرم(ص): خداوند دوستدار جوانی است که جوانی اش را به اطاعت از خداوند میگذراند.

تا حالا به آسمون جمکران نگاه کردید؟

+نوشته شده در سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت11:46توسط احسان |
ای برده دلم را تو به این شکل و شمایل

پروای کست نی و جهانی به تو مایل

گه آه کشم از دل و گه تیر تو از جان

پیش تو چه گویم که چه ها می کشم از دل

وصف لب لعل تو چه گویم به رقیبان

نیکو نبود معنی رنگین به جاهل

هر روز چو حسنت ز دگر روز فزون است

مه را نتوان کرد به روی تو مقابل

دل بردی و جان می دهمت غم چه فرستی

چون نیک غمینیم چه حاجت به محصل

حافظ چو تو پا در حرم عشق نهادی

در دامن او دست زن و از همه بگسل

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت11:14توسط احسان |
هدف خلقت
اذ قال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون (و وقتی که پروردگارت به ملائکه فرمود: قطعا من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد، ملائکه گفتند: آیا همان کسی را که در زمین فساد و خونریزی خواهد کرد همان را قرار می دهی؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را می کنیم و تو را پاک معرفی می نماییم. خدا فرمود: قطعا من داناترم آنچه را که شما نمی دانید.) آیه۳۰ سوره بقره

عده زیادی از مردم نه تنها جوان ها بلکه آنهایی که سالها در این دنیا زندگی کرده اند هنوز شاید این سوال در ذهنشان باشد که چرا خداوند ما را خلق کرده؟ هدف از خلقت ما چه بوده است؟ اگر تنها این دنیا باشد که به خیلی ها ظلم میشود، پس تکلیف مظلوم چیست؟ آیا خداوند (نستجیر بالله) بشر را خلق کرده تا اذیت شود؟ آیا این همه خلقت همه بیهوده بوده، این همه موجودات که تنها به خاطر انسان خلق شده اند همه اینها بیهوده؟

ولی اینجا نکته ای است: زیرا ملائک همین سخنان را به خداوند گفتند اما پروردگار به آنها فرمود: انی اعلم ما لا تعلمون( من می دانم آنچه را که شما نمی دانید) این جهان پر فساد، پر ظلم، این جهانی که سر تا پایش را جنگ و خون و فقر و هزاران مشکلات و بدبختی های دیگر که ظهر الفساد فی البر و البحر(فساد در خشکی و دریا ظاهر شده است) این دنیا، این کره خاکی، بوسیله شخصی پر قدرت، نماینده الهی بر روی زمین بوسیله منجی دادخواه و دادرس نجات خواهد یافت از تمام گرفتاری ها و بدبختی ها. روشن خواهد شد پس از تمام تاریکی ها و ظلمات.

ولی هدف خلقت ما چیست؟ آیا همینکه بگوییم عزیز علی ان اری الخلق و لا تری و لا اسمع لک حسیسا و لا نجوی کافی است؟ آیا تنها دعا کردن برای ظهور، برای آمدن منجی بدون اینکه خودمان را آماده کنیم کافی است؟ مثل این است که مهمانی را دعوت کنیم و بنشینیم تا او بیاید بدون اینکه تدارکی در جهت این مهمانی و پذیرایی از او ببینیم، بنشینیم تا او بیاید در حالی که خانه بسیار کثیف است، غذایی آماده نیست؛ نه ما باید خودمان را بسازیم. یعنی روحمان را بسازیم. تزکیه نفس: تزکیه دل، تزکیه قلب،تزکیه گوش، تزکیه چشم.

یک انسان باید خیفه خدا در روی زمین باشد، جانشین او باشد. تمام صفات کمالیه الهی را در خود بوجود آورد تا با نماینده اللهی بر روی زمین سنخیت داشته باشد: همانگونه که خداوند فرمود: انی جاعل فی الارض خلیفة (من می خواهم در زمین خلیفه قرار دهم) 

+نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت12:46توسط احسان |
یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شویده باز آید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گرد و روزی بر مراد ما نرفت

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سرَغیب

باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

حافظا در کنج خلوت و شبهای تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

+نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت16:0توسط احسان |
تلاش بیهوده
و خداوند فرمود از دو موقعیت خنده ام می گیرد:وقتی من بخواهم کاری انجام شود و تلاش بیهوده دیگران را می بینم تا جلو انجام آن کار را بگیرند و وقتی من نخواهم کاری انجام شود و جماعتی را می بینم که برای انجام آن خود را به آب و آتش می زنند.

+نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت16:34توسط احسان |
report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting