یوسف ثانی
چون نیک بدیدم بحقیقت به از آنی شیرین تر از آنی بشکر خنده که گویم ای خسرو خوبان که تو شیرین زمانی تشبیه دهانت نتوان کرد به غنچه هرگز نبود غنچه بدین تنگ دهانی صدبار بگفتی که دهم زان دهنت کام چون سوسن ازاده چرا جمله زبانی گویی بدهم کامت و جانت بستانم ترسم ندهی کامم و جانم بستانی چشم خدنگ تو از سپر جان گذراند بیمار که دیدست بدین سخت کمانی چون اشک بیندازیش از دیده مردم آنرا که دمی از نظر خویش برانی![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |


