تبليغاتX
یوسف ثانی



یوسف ثانی

ای برده دلم را تو به این شکل و شمایل

پروای کست نی و جهانی به تو مایل

گه آه کشم از دل و گه تیر تو از جان

پیش تو چه گویم که چه ها می کشم از دل

وصف لب لعل تو چه گویم به رقیبان

نیکو نبود معنی رنگین به جاهل

هر روز چو حسنت ز دگر روز فزون است

مه را نتوان کرد به روی تو مقابل

دل بردی و جان می دهمت غم چه فرستی

چون نیک غمینیم چه حاجت به محصل

حافظ چو تو پا در حرم عشق نهادی

در دامن او دست زن و از همه بگسل

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت 11:14 توسط احسان| |

اذ قال ربک للملائکة انی جاعل فی الارض خلیفة قالوا اتجعل فیها من یفسد فیها و یسفک الدماء و نحن نسبح بحمدک و نقدس لک قال انی اعلم ما لا تعلمون (و وقتی که پروردگارت به ملائکه فرمود: قطعا من در روی زمین جانشینی قرار خواهم داد، ملائکه گفتند: آیا همان کسی را که در زمین فساد و خونریزی خواهد کرد همان را قرار می دهی؟ و حال آنکه ما تسبیح و حمد تو را می کنیم و تو را پاک معرفی می نماییم. خدا فرمود: قطعا من داناترم آنچه را که شما نمی دانید.) آیه۳۰ سوره بقره

عده زیادی از مردم نه تنها جوان ها بلکه آنهایی که سالها در این دنیا زندگی کرده اند هنوز شاید این سوال در ذهنشان باشد که چرا خداوند ما را خلق کرده؟ هدف از خلقت ما چه بوده است؟ اگر تنها این دنیا باشد که به خیلی ها ظلم میشود، پس تکلیف مظلوم چیست؟ آیا خداوند (نستجیر بالله) بشر را خلق کرده تا اذیت شود؟ آیا این همه خلقت همه بیهوده بوده، این همه موجودات که تنها به خاطر انسان خلق شده اند همه اینها بیهوده؟

ولی اینجا نکته ای است: زیرا ملائک همین سخنان را به خداوند گفتند اما پروردگار به آنها فرمود: انی اعلم ما لا تعلمون( من می دانم آنچه را که شما نمی دانید) این جهان پر فساد، پر ظلم، این جهانی که سر تا پایش را جنگ و خون و فقر و هزاران مشکلات و بدبختی های دیگر که ظهر الفساد فی البر و البحر(فساد در خشکی و دریا ظاهر شده است) این دنیا، این کره خاکی، بوسیله شخصی پر قدرت، نماینده الهی بر روی زمین بوسیله منجی دادخواه و دادرس نجات خواهد یافت از تمام گرفتاری ها و بدبختی ها. روشن خواهد شد پس از تمام تاریکی ها و ظلمات.

ولی هدف خلقت ما چیست؟ آیا همینکه بگوییم عزیز علی ان اری الخلق و لا تری و لا اسمع لک حسیسا و لا نجوی کافی است؟ آیا تنها دعا کردن برای ظهور، برای آمدن منجی بدون اینکه خودمان را آماده کنیم کافی است؟ مثل این است که مهمانی را دعوت کنیم و بنشینیم تا او بیاید بدون اینکه تدارکی در جهت این مهمانی و پذیرایی از او ببینیم، بنشینیم تا او بیاید در حالی که خانه بسیار کثیف است، غذایی آماده نیست؛ نه ما باید خودمان را بسازیم. یعنی روحمان را بسازیم. تزکیه نفس: تزکیه دل، تزکیه قلب،تزکیه گوش، تزکیه چشم.

یک انسان باید خیفه خدا در روی زمین باشد، جانشین او باشد. تمام صفات کمالیه الهی را در خود بوجود آورد تا با نماینده اللهی بر روی زمین سنخیت داشته باشد: همانگونه که خداوند فرمود: انی جاعل فی الارض خلیفة (من می خواهم در زمین خلیفه قرار دهم) 

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 12:46 توسط احسان| |

یوسف گم گشته باز آید به کنعان غم مخور

کلبه احزان شود روزی گلستان غم مخور

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن

وین سر شویده باز آید به سامان غم مخور

گر بهار عمر باشد باز بر تخت چمن

چتر گل در سرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گردون گرد و روزی بر مراد ما نرفت

دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور

هان مشو نومید چون واقف نه ای از سرَغیب

باشد اندر پرده بازیهای پنهان غم مخور

ای دل ار سیل فنا بنیاد هستی بر کند

چون تو را نوح است کشتیبان ز طوفان غم مخور

در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم

سرزنشها گر کند خار مغیلان غم مخور

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید

هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور

حال ما در فرقت جانان و ابرام رقیب

جمله می داند خدای حال گردان غم مخور

حافظا در کنج خلوت و شبهای تار

تا بود وردت دعا و درس قرآن غم مخور

نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 16:0 توسط احسان| |

و خداوند فرمود از دو موقعیت خنده ام می گیرد:وقتی من بخواهم کاری انجام شود و تلاش بیهوده دیگران را می بینم تا جلو انجام آن کار را بگیرند و وقتی من نخواهم کاری انجام شود و جماعتی را می بینم که برای انجام آن خود را به آب و آتش می زنند.

نوشته شده در دوشنبه هفدهم فروردین 1388ساعت 16:34 توسط احسان| |



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت