<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یوسف ثانی</title>
<link>http://11737.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sat, 24 Oct 2009 08:36:18 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>قطعنامه شرائط ورود به مراحل تزکيه نفس</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-17.aspx</link>
<description>
&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بدون ترديد يکي از موفقيتهايي که بايد بشر به آن برسد تزکيه نفس است اگرچه اين راه بايد براي همه مردم باز باشد ولي چون بعضي از افراد بشر در خواب عميقي فرو رفته اند به طوريکه نه مقصد را ميشناسند نه علت خلقت را مي دانند و نه حاضرند قدمي در راه کمالات بردارند، لذا توجهي به شرايط آن ندارند و ما پس از مطالعات زيادي که در آيات و روايات داشته ايم شرايط زير که از واجبات اين راه است و اگر کسي يکي از اين شرايط را نداشته باشد بداند که بدون ايجاد اين شرايط وارد مراحل تزکيه نفس نشده و خود را بي جهت معطل ننمايد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;اول:&lt;/span&gt;بايد انساني که مي خواهد تزکيه نفس کند(چه زن و چه مرد) به هيچ وجه گناه نکند هرچند ترک گناه براي او زحمت داشته باشد و بايد بداند که اگر يک گناه انجام دهد و توجه نکند به هيچ وجه موفق به تزکيه نفس نخواهد شد زيرا هر مقدار کار خوبي هم بکند مانند کيسه اي است که سوراخ داشته باشد، تمام ثوابهايش نابود ميشود و يا لااقل از راه باز مي ماند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;دوم:&lt;/span&gt;بايد قبل از ورود به مراحل تزکيه نفس واجباتش را صحيح انجام دهد مثلا حمد و سوره نماز و سائر اذکار نمازش را حيح بخواند و مسائل و احکام اعمال عباديش را در حد ضرورت بداند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;سوم:&lt;/span&gt;سواد خواندن قرآن شريف را بدون غلط داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;چهارم:&lt;/span&gt;دفترچه اي براي حساب سال خمسي اش داشته باشد و خمس مالش را بدهد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;پنجم:&lt;/span&gt;پدر و مادر چه در قيد حيات باشند و چه در قيد حيات نباشند احترام در گفتار ودر اعمال و اظهار محبت با خضوع و خشوع نسبت به آنها بايد داشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;ششم:&lt;/span&gt;داراي سواد کافي در علوم سه گانه اي که پيغمبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم بر همه مسلمانها واجب فرموده يعني اعتقادات_اهميت تزکيه نفس و علم احکام و دستورات اسلامي داشته باشد و بخصوص اعتقاداتش را کامل کند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;هفتم:&lt;/span&gt;اعتياد به هيچ چيز که آن اعتياد مانع راهش شود نداشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;هشتم:&lt;/span&gt;به هيچ وجه و نسبت به هيچ چيز وسواس نداشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;نهم:&lt;/span&gt;هر زمان امتحاني براي آنها تنظيم شد با جديت براي جواب دادن حاضر باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;دهم:&lt;/span&gt;لااقل از اذان صبح تا طلوع آفتاب بيدار باشد و خود را به اين روش اسلامي عادت دهد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;يازدهم:&lt;/span&gt;در محضر استاد تزکيه نفس تا جايي که ممکن است ادب را رعايت کند و تمرين ادب را بنمايد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;دوازدهم:&lt;/span&gt;وقتيکه در منزل غير، بخصوص کسانيکه در صراط مستقيم با شما هماهنگ نيستند وارد ميشود به چيزي زياد نگاه نکند. از چيزي که مربوط به صاحبخانه است تجسس نکند. به تزئينات منزل صاحبخانه دست نزند مگر در آن چيزي که خدا آن را حرام کرده است که از باب نهي از منکر اگر مفسده اي ندارد نهي کند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;سيزدهم:&lt;/span&gt;بکوشد و بلکه خود را عادت دهد که زياد حرف نزند که کم حرفي و به ضرورت سخن گفتن براي سالک الي الله لازم است.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;چهاردهم:&lt;/span&gt;به هيچ وجه کسي را تحقير نکند و خود را به تواضع در مقابل مردم عادت دهد و عجب و تکبر نداشته باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;پانزدهم:&lt;/span&gt;اگر ازدواج کرده اند بين زن و شوهر صفا و صميميتي وجود داشته باشد و تنها عدالت در خانه حاکم نباشد و بلکه گذشت و ايثار و اغماض شعار اهل خانه باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;شانزدهم:&lt;/span&gt;شوهر بايد در خانه وسائل رفاه اهل خانه را تا حد امکان و مقدور فراهم کند و به هيچ وجه نبايد بگذارد که در خانه بي عدالتي ظاهر شود.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;هفدهم:&lt;/span&gt;زناني که مي خواهند قدم در راه تزکيه نفس بگذارند اگر ازدواج کرده اند بايد در خانه بنشينند و حسن تبعل داشته باشند و از کارمندي و کار دولتي و شغل آزاد که مايه درآمد آنها باشد استعفا دهند و کارهاي بيروني و درآمدزا را به مردان بيکار جامعه وا بگذارند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;هيجدهم:&lt;/span&gt;دخترهايي که هنوز شوهر نکرده اند بايد در خانه فقط علوم سه گانه فوق را ياد بگيرند و خانه داري و تربيت فرزند و شوهرداري را از پدر و مادر بياموزند و اگر وقت اضاف داشتند به علوم ديگر بپردازند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;نوزدهم:&lt;/span&gt;خانمهايي که سالک الي الله اند بايد بکوشند که براي هيچکس حتي محارم خود و حتي جلسات خانمها آرايش نکنند و آرايششان تنها براي شوهرشان باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;بيستم:&lt;/span&gt;خانمهايي که سالک الي الله اند بايد حجابشان چادر باشد و اگر پوشيه نمي زنند به قدر ضرورت چشمهاي خود را بيشتر باز نگذارند و بقيه صورت را بپوشانند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;بيست و يکم:&lt;/span&gt;خانمهايي که اهل تزکيه نفس اند به هيچ وجه نبايد با مرد نامحرم مرتبط باشند تا مبادا آنها سوء استفاده کنند.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;بيست و دوم:&lt;/span&gt;جزوات قرآني را با دقت و با توجه به ترجمه و برداشت از آن بخوانند و هر فردي از کسانيکه اهل تزکيه نفس هستند بايد داراي جزوه مستقلي باشند زيرا مبلغي که در مقابل جزوه مي دهند به عنوان صدقه است و براي پيشرفت روحي همان فرد مفيد است.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;بيست و سوم:&lt;/span&gt;يک سالک الي الله قبل از ورود به مراحل تزکيه نفس بايد اين يه کتاب را با دقت مطالعه کنند:1_اتحاد و دوستي2_در محضر استاد جلد(1،2،3)3_سير الي الله&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;بيست و چهارم:&lt;/span&gt;تا مي توانيد از لحظات زندگي خود کمال استفاده را بکند و وقتش را به بطالت نگذراند و در کارهاي مفيد فعال باشد.&lt;br /&gt;&lt;span style=&quot;color: rgb(0, 153, 255);&quot;&gt;بيست و پنجم:&lt;/span&gt;زن و مردي که سالک الي الله هستند بايد بکوشند که طبق امر پروردگار وابستگانشان را از آتش جهنم نجات دنهند.يعني از همه بدآموزي ها دوري کنند مثلا از محيطي که افراد مريض روحي در آن هستند خود و فرزندانشان را دور نگه دارند.&lt;br /&gt;اميد است با قاطعيت کامل دوستان به موارد بالا عمل کنند.&lt;br /&gt;از طرف دفتر آية الله حاج سيد حسن ابطحي &lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Sat, 24 Oct 2009 08:36:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=17</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-17.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقطاع از خلق(3)</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-16.aspx</link>
<description>
&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; color=&quot;#ffffff&quot; size=&quot;2&quot;&gt;در مجلسي که دوستان متوسل به حضرت بقية الله روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه والفداه شده بودند و حال خوشي داشتند، چند نفر مريض که در آن مجلس براي استشفاء آورده بودند، ناگهان شفا يافتند. من به اين فکر فرو رفتم که چگونه اين مريضهاي صعب العلاج يک مرتبه خوب شدند؟&lt;br /&gt;ناگهان ملهم شدم که علت شفاي آنها انقطاع آنها از وسائل ظاهري و اتصالشان به منبع نيروي معنوي يعني معدن رحمت الهي حضرت بقية الله ارواحنافداه بوده است.&lt;br /&gt;ذات مقدس متعال مي فرمايد:« فاذا رکبوا في الفلک دعوا الله مخلصين له الدين فلما نجيهم الي البر اذا هم يشرکون» يعني: پس وقتي سوار کشتي ميشوند و از همه وسائل ديگر قطع مي گردند، خدا را با خلوص مي خوانند، ولي وقتي آنها به خشکي بر ميگردند، مشرک ميشوند و با ديگران پيوند مي کنند.&lt;br /&gt;در اين خصوص که وقتي مردم سوار کشتي ميشوند و يا به ابتلائي دچار مي گردند و از غير خدا منقطع مي گردند به خدا متوجه مي شوند، آنوقت مشکلشان حل ميشود، روايات زيادي وارد شده است.&lt;br /&gt;اينها مرا معتقد کرد که اگر انسان بتواند آن حالت انقطاع از وسائل ظاهري يعني منقطع شدن از غير خدا را در قلب و روح خود ايجاد کند و آن حالت بتواند دوام داشته باشد، يعني هميشگي باشد، هميشه کارهاي معجزه آسا برايش اتفاق مي افتد، يعني هروقت هرچه بخواهد انجام ميشود. اراده او اراده الهي ميگردد و بالاخره همانگونه که در مضمون بعضي از روايات آمده که خداي تعالي در حديث قدسي فرموده:&lt;br /&gt;« بنده من! اطاعت مرا بکن تا تو را مثل خودم قرار دهم، من وقتي به چيزي مي گويم باشد، هست. تو هم وقتي به چيزي مي گوئي باشد خواهد بود.»ميگردد.&lt;br /&gt;لذا استبعاد ندارد، که اگر بگوئيم فلان ولي خدا به اتکاء قدرت الهي ميتواند، در کائنات تصرف کند. زيرا نمونه اش را همه کس در همه جا ديده اند.&lt;/font&gt;
&lt;p&gt;&lt;/p&gt;
&lt;p&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; color=&quot;#ffffff&quot; size=&quot;2&quot;&gt;این چند پست از کتاب در محضر استاد برگرفته شده است.در ضمن در کتاب پرواز روح اشاره واضحی به این مطلب و چگونگی دسترسی به آن شده که هرکس دوست داره.خودش تحقیق کنه.من دیگه چیزی نمی گم.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;</description>
<pubDate>Sun, 18 Oct 2009 07:45:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=16</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-16.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقطاع از خلق(2)</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-15.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;دو چيز را به تو بگويم که تا تو آنها را عمل نکني، انسان کاملي نخواهي شد.&lt;br /&gt;اول: آنکه بدان تا صفات حسنه برا در خود ايجاد نکرده اي، به خدا و مظاهر الهي نزديک نمي شوي. زيرا مثلا چگونه ممکن است تو که بخيلي با خداي جواد، خداي رازق، خداي رحمن و مظاهرش يعني(معصومين) عليه السلام رفيق شوي؟ ايا خودت يک چنين کاري را مي کني؟ يعني حاضري تو که مثلا خوش اخلاقي با يک مرد بداخلاق چند روزي رفاقت کني و به او نزديک باشي؟ پس چگونه ممکن است تو که ظالم و ستمگري، با خدائي که رحيم و رحمن و عادل است، نزديک شوي؟&lt;br /&gt;پس اگر به مقدار سرسوزني صفات روحي و اعمالت با (معصومين) عليه السلام سنخيت نداشته باشد، تو در حجابي و از آنها و خداي تعالي فاصله داري.&lt;br /&gt;دوم: آنکه بدان تا از همه مردم، تا از همه چيزهايي که جنبه غير الهي دارد، تا از غير خدا دل نکني و آنها را بي اعتبار، چنانکه هست، نداني و دلت را صددرصد به خدا ندهي و محبت غير خدا را در خود ايجاد نکني و آنچنان که (معصومين) عليه السلام که از غير خدا بريده بودند و تنها به خدا دل بسته بودند نباشي، به مقصد که حقيقت تشيع و حقيقت اسلام و حقيقت انسانيت است، نمي رسي.&lt;br /&gt;اگر خواهي آري به کف دامن او &lt;br /&gt;                                         برو دامن از هرچه جز اوست برچين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادامه دارد...&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Thu, 15 Oct 2009 03:59:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=15</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-15.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقطاع از خلق(1)</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-14.aspx</link>
<description>&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; color=#ffffff size=3&gt;معني حجاب نور اين بود که گاهي براي انسان هدفهايي غير از خدا که در عين حال مورد رضايت الهي است وجود دارد، مثل عبادتهائي که از ترس جهنم و يا بعضي از اعمال مستحبه که براي وسعت رزق و ياعبادت براي رفع گرفتاري ها، انجام ميشود که واضح است، اين اهداف مورد غضب الهي نيست و بلکه پروردگار در قرآن مجيد و پيشوايان دين در ضمن روايات زيادي مردم را به منظور کردن اين اهداف تشويق هم فرموده اند ولي در عين حال کساني که اين اهداف را دارند، به خدا نمي رسند و در زمره محبين و مخلصين قرار نمي گيرند. زيرا هدفشان خدا نبوده و او را نمي خواسته اند، بلکه اين اهداف براي آنها حجاب است. زيرا با خلوص واقعي منافات دارد آنها تنها خدا را نمي خواهند بلکه ثوابهاي الهي را مي خواهند، ولي نور است، زيرا مبقوض ذات اقدس متعال نمي باشد، بلکه خداي تعالي آن را حلال کرده اند. به خلاف وقت که انسان اهداف شيطاني و اعمال شيطاني داشته باشد، که طبيعي است علاوه بر آنکه در حجاب قرار ميگيرد، حجابش هم ظلماني است اورا تاريک ميکند و از همه چيز باز ميدارد.&lt;BR&gt;ولي وقتي انسان اين حجب نوراني را پاره کرد، يعني به مقام خلوص رسيد و از همهئ خواسته هاي نفساني، حلال و حرامش صرف نظر کرد و جز خدا و وصل به او چيزي نخواست، سراسر قلبش مملو از محبت خدا شد، حتي سر سوزني محبت غير خدا در دلش نبود، انقطاع کامل از غير خدا پيدا کرد، حجب نوراني و ظلماني را پاره کرده، به وصل محبوب نائل شده و به حقيقت رسيده است.&lt;/FONT&gt;
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 22 Sep 2009 08:44:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=14</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-14.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انقطاع از غیر حقایق</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-13.aspx</link>
<description>&lt;FONT color=#ffffff&gt;&lt;FONT face=&quot;Tahoma, Arial, Helvetica, sans-serif&quot; size=3&gt;شخص محتضر در زمان سکرات موت، هنوز نمرده است ولي مي تواند ملکوت را ببيند، استاد عزيز در اين باره مي فرمايند:&lt;BR&gt;اين براي اين است که يک قدم از عالم ملک برداشته گذاشته در عالم ملکوت و اگر اين کار را شما در اين عالم بکنيد. رمز اينکه او اينها را متوجه ميشود و شما اينها را متجه نمي شويد اين است که (من رمزش را بگويم) شما دلبستگي به دنيا داريد، به ظواهر دنيا داريد، به اينجور مسائل داريد، ولي کسي که متوجه ميشود دارد مي ميرد ديگر از همه جا منقطع شده، اين قدم، يک کلمه، از ظواهر و از آنچه مربوط به ديدني ها و شنيدني ها و اينجور مسائل است از اين انسان خودش را بکند و قدم بگذارد در ملکوت، حقايق اينها. اين يک قدم را شما اگر اول تکليفتان برداريد همه چيز را مي بينيد يعني به همه چيز متوجه ميشويد.(انقطاع از غير حقايق)&lt;BR&gt;ادامه دارد......&lt;/FONT&gt; &lt;/FONT&gt;</description>
<pubDate>Sat, 12 Sep 2009 11:29:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=13</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-13.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باید از اعتیاد پرهیز کرد</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-12.aspx</link>
<description>&lt;div style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font face=&quot;tahoma,verdana,arial,helvetica,sans-serif&quot; size=&quot;2&quot;&gt;حضرت بقيةالله ارواحنافداه دوست دارد که يارانش بدانند آن حضرت داراي صفات کماليه الهيه است، او تمام صفات حسنه را دارا است، خداي تعالي در قرآن مجيد مي خواهد حضرت بقيةالله و اجداد معصومين(ع) را معرفي کند با اين جمله که:«و منهم سابق بالخيرات» معرفي مي نمايد.آيا ميدانيد معني اين جمله چيست؟ تفسير عجيبي دارد، شايد بهترين تفسيرش جمله اي است که در زيارت جامعه خطاب به ائمه معصومين(ع) مي گوييم:«ان ذکر الخير کنتم اوله و اصله و فرعه و معدنه و مأواه و منتهاه»يعني: اگر در عالم از چيز خوبي اسم برده شود، اصل آن خوبي و فرع آن خوبي و اول آن خوبي و معدن آن خوبي و مأواي آن خوبي و منتهاي آن خوبي، شمائيد.شمائيد که در ميدان سبقت بر خوبيها از همه پيشي گرفته ايد.بنابراين در عالم خلقت و تکوين، صفت خوب و کمالي تصور نمي شود، مگر آنکه اهل بيت عصمت و طهارت(ع) آن را دارا هستند.از اين رو اگر کسي بخواهد، به امام زمان(ع) نزديک شود و با آن حضرت ارتباط داشته باشد، بايد صفات روحي خود را کپيه صفات روحي آن حضرت قرار دهد و از سنخ صفات آن حضرت در خود نمونه اي بوجود آورد و به تعبير جامع تر، تزکيه نفس کند و خود را از آلودگيهاي روحي نجات دهد و حتي کوچکترين اعتياد و صفتي که بين او و آن حضرت فاصله مي اندازد نداشته باشد.بنابراين مقربترين فرد مسلمان به امام زمان(ع) کسي است که هيچ يک از صفات رذيله و حتي اعتيادها و اعمالي که آن حضرت انجام نمي دهند ولو حرام نباشد در او وجود نداشته باشد، ولي در مقابل، صفات کماليه انسانيه در او وجود داشته باشد.&lt;/font&gt;&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;&lt;/div&gt;</description>
<pubDate>Thu, 23 Jul 2009 09:14:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=12</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-12.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زیارت جامعه و اهمیت آن</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-11.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;بدون تردي زيارت جامعه از صحيح ترين زيارتهائي است که مي توان در جميع بيوتات پيامبر اکرم(صلي الله عليه و آله) يعني حرم هاي ائمه و امامزاده ها(ع) قرائت کرد.&lt;br /&gt;زيرا اين زيارت شريف متضمن شناخت امام و اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است.&lt;br /&gt;مکرر نقل شده که حضرت بقيةالله ارواحنافداه را با زيارت جامعه زيارت کرده اند و آن حضرت مضامين آن را تضمين نموده اند.&lt;br /&gt;در اين زيارت علاوه بر آنکه اظهار ادب به مقام مقدس ائمه اطهار(ع) شده اظهار عشق و اظهار محبت شديد در آنجا که مکرر ميگويد:جان و مال و پدر و مادر و هرچه دارم به فدايتان باد، گرديده است.&lt;br /&gt;يکي از اعمال تجربه شده براي توفيق يافتن تشرف به محضر حضرت بقيةالله روحي فداه اعتکاف در مسجد جامع هر شهري است.&lt;br /&gt;اين عمل که بشتر از سه روز طول نمي کشد به قدري مجرب است که مکرر کساني به اين وسيله توفيق تشرف به محضر آن حضرت را پيدا کرده اند.به خصوص اگر در ايام البيض ماه رجب و يا در دهد آخر ماه مبارک رمضان باشد.&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Sun, 28 Jun 2009 09:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=11</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-11.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>شکر نعمت</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-10.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;يکي از صفات انساني که بايد سالک الي الله در خود ايجاد کند صفت شکور بودن و قدرداني از اظهار محبت ديگران است، افرادي که محبت ديگران را ارج نمي گذارند و اهميت نمي دهند و خودخواهي شان آنها را به ارزش خدمات ديگران، بي اعتنا کرده، به حيوانات شبيه ترند. آنهايي که شکر مخلوق را نمي کنند شکر خالق را هم نکرده و در حقيقت چون اين روحيه را ندارند شکر خدا را هم نمي کنند.&lt;br /&gt;بنابراين افرادي که مي خواهند، به قرب الي الله نائل گردند، بايد روحيه شکرگذاري و قدرداني از محبت ديگران را در خود ايجاد کنند، زيرا يکي از صفات الهي که در اولياء خدا به خاطر قرب آنها به خدا وجود دارد، شکور بودن است.&lt;br /&gt;اولياء خدا حتي از کفاري که خدمتي به آنها کرده اند تشکر مي کنند و پاداش محبتهاي آنها را مي دهند. &lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Sun, 14 Jun 2009 08:47:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=10</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-10.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>عشق و علاقه</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-9.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;يکي از وسائل توفيق يافتن به ملاقات امام زمان(عليه السلام) عشق و علاقه به آن حضرت است، شما اگر بتوانيد محبت و علاقه تان را نسبت به آن حضرت به قدري که لايق شأن و مقام او است زياد کنيد، قطعا موفق به زيارت آن حضرت مي گرديد. شايد بگوييد ما هر چه محبتمان را نسبت به حضرت ولي عصر ارواحنافداه زياد کنيم باز آن محبت و علاقه لايق مقام والاي آن حضرت نخواهد بود.&lt;br /&gt;من در جواب مي گويم: صحيح است ولي اگر محبت خالص باشد يعني به غير خدا و آن حضرت، به چيز ديگري علاقه اي نباشد و تمام محبتهائي که به ديگران هست در يک جا جمع شود و متوجه خدا و امام زمان(عليه السلام) که مظهر خدا است گردد آنها آن محبت خالص را مي پذيرند که گفته اند:&lt;br /&gt;اگر خواهي آري به کف دامن او         برو دامن از هرچه جز اوست برچين&lt;br /&gt;ولي نبايد شخصي که عاشق است، به خصوص در اين مقام به خاطر عشقي که دارد، از دائره قوانين و احکام اسلام خارج شود، زيرا در اين صورت اگر هم موفق به زيارت ولقاء حضرت ولي عصر ارواحنافداه شود! تنها براي کنترل او و نهي از منکر و بالأخره با لطف زيادي که از آن حضرت توقع است خواهد بود. &lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2009 09:24:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=9</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-9.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مهربانترین مهربانها</title>
<link>http://11737.blogfa.com/post-8.aspx</link>
<description>&lt;font size=&quot;2&quot;&gt;دشمنان حضرت بقيةالله ارواحنافداه تا توانسته اند، کوشيده اند که مردم را از ارادت و محبت به آن حضرت بازدارند.&lt;br /&gt;مثلا مطلبي را که بسيار تبليغ کرده اند و حتي گاهي ديده ميشود که بين دوستان هم مذاکره مي گردد، اين است که آن حضرت رحم ندارد و بي دريغ همه را مي کشد و آسيابها از خون علما به راه مي افتد!&lt;br /&gt;يا مي گويند: برو دعا کن که امام زمان(عليه السلام) نيايد و الا اول گردن من و تو را مي زند!&lt;br /&gt;به آنها بايد گفت: مگر آن حضرت جانشين بر حق  رسول اکرم(صلي الله عليه و آله و سلم) که رحمةللعالمين است نيست؟&lt;br /&gt;مکر آن حضرت به پيغمبري که به خطاب انک لعلي خلق عظيم مفتخر است، اقتدا نکرده است؟&lt;br /&gt;مگر ميشود خدايي که رحمن و رحيم و رؤف و مهربان است و رحمتش بر غضبش پيشي گرفته، مظهري داشته باشد که او داراي رحم و عطوفت نباشد؟&lt;br /&gt;اگر آن حضرت(نعوذبالله) اين چنين بود با يک اراده، با يک هجوم و يا لااقل با نيروهاي مخرب اتمي قيام مي فرمودند و همه کفار و ظالمين و فساق را يک دفعه از بين مي بردند، نه آنکه تنها اسلحه اي که در دست دارد شمشير باشد، آن هم زياد از آن استفاده نکند.&lt;br /&gt;به هر حال فکر نمي کنم که شيعه اي وجود داشته باشد و مهرباني و عطوفت حضرت بقيةالله روحي فداه عقيده او نباشد.&lt;br /&gt;حال که چنين است بايد معتقد شد، که يکي از راههاي تقرب روحي با آن حضرت مهرباني و گذشت و اظهار محبت نسبت به مردم است، کسي  که مي خواهد تزکيه نفس کند، بايد از بدخواهي و بغض نسبت به مردم دوري نمايد و کينه دل و انتقام جو و بي گذشت نباشد.&lt;br /&gt;زيرا رسول اکرم(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمودند: ارحم ترحم تو به مردم مهربان باش تا مورد رحم و مهرباني خدا قرار گيري چنانکه حضرت ولي عصر(عليه السلام) حتي به مسيحي ها و آنهايي که حضرتش را نمي شناختند به قدري اظهار لطف فرموده اند که انسان در شگفت قرار مي گيرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/font&gt;</description>
<pubDate>Sat, 30 May 2009 08:51:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=11737&amp;postid=8</comments>
<dc:creator>11737</dc:creator>
<guid>http://11737.blogfa.com/post-8.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
